قهرمان ميرزا عين السلطنه

391

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

كرده است . اطراف همدان هركس گندم دارد به طهران حمل مىكند . چند روز همدان خيلى سرد كرد . الحمد لله دو مرتبه گرما آمد . روز گرم است شب خنك مىشود . در ايوان جلوى عمارت در پشه‌دان شب مىخوابم . ديگر مطلب تازه‌اى نيست . تحريكات طايفهء عاشقلو يكشنبه 25 محرم الحرام - اتفاقى بزرگ ، كارى عجيب ، امرى شگفت امروز در اين شهر واقع شد . حكايت آن اين است . حضرات خوانين عاشقلو از بابت شوهر كردن صبيهء صارم الدوله اوقات درستى ندارند . ضياء الملك كه داماد اوست و مهدى خان كه پسر اوست مدتى است بعضى اغتشاشات در شهر و بلوك مىكنند . مثلا از دهات التزام گرفته‌اند گندم به شهر نياورند . متصل سرباز و توپچى و رعيت خودشان را ترغيب به دزدى و بعضى كارهاى ديگر مىكنند . جهت بعضى ملاحظات تمام را صبر مىكرديم تا اينكه امروز قريب بيست نفر از سرباز و الواط دهات خود را نفرى پنج هزار داده شراب و عرق خورده و مكمل و مسلح به شهر فرستاده‌اند . حضرات در بازار و كوچه افتاده و بناى عربده و هرزگى را گذاشته‌اند . يك نفر فراش حكومت را پيدا كرده يك زخم زده بودند ، آمده به حضرت و الا عرض كردند . لابد برحسب تكليف چند نفر فراش فرستاديم كه آنها را ساكت كنند . چهار نفر از اين فراشها به قهوه‌خانه‌اى كه هفت نفر از آنها بودند داخل شده و گفته بودند حكم شاهزاده است كه شما را قلعه ببريم . آنها بلند شده دست به قمه و قداره با يك نفر فراش بيچاره كه اسد نام داشت ، فراش زرنگ جوان خوبى بود مقابل كرده چند زخم كارى زده بودند . از جمله عباسقلى بهارى با سخمهء قمه به شكم اسد زده بود ، سه فراش ديگر را هم زخم زده بودند و از قهوه‌خانه بيرون آمده ، مهدى خان سلامت باش گفته به سمت دهات خود رفته‌اند . اسد بيچاره را روى تخته انداخته آوردند . حضرت و الا ملاحظه فرموده بودند كه كار سخت شده و شهر به هيجان آمده فرستادند حاجى ميرزا نصر الله پيشكار و همه كارهء بهاء الملك و ضياء الملك [ را ] كه مباشر عاشقلو است آورده چوب مفصل خوبى زده بودند و حبس فرمودند . دكتر الكسندر ينگىدنيائى را جهت اسد آوردند جواب كرد و گفت چيزى نخواهد شد . زخم كلى به شكمش است و تلگرافى جهت امين السلطان فرمودند . حضرات هم به تلگرافخانه رفته بناى شكايتهاى دروغ را گذاشتند . مشير تلگرافخانه هم از جهت عداوتى كه داشت روزنامه‌هاى دروغ بىمعنى خيلى زده بوده است . شب خبرهاى بىمعنى دادند . تفنگ و قمه بالاى سر گذاشته تا صبح به نوبت كشيك كشيديم . كارها مغشوش شده است ، نمىدانيم خدا چه خواهد خواست . الان كه شلوغ است . احضار به تهران - بدنامى حكومت دوشنبه 26 - بعد از ظهر تلگرافى از اعليحضرت رسيد كه به وصول تلگراف به طهران چاپارى بيائيد . مهدى خان و ضياء الملك را هم احضار فرموديم . حضرت و الا